پروانه وار
86/12/13 :: 10:12 عصر
غم من ،مونس من
ای تو ای غم ، ای همه هستی من
ای تو شیرین تر از حس خوشبختی من
من تو را یافتم از میان درد
از پس وحشت و بوسه های زرد
از میان کوچه های انتظار
از همان لحظه که جان داد بهار
من از آن روز به تو دل بستم
همچو پروانه به شمع پیوستم
گاه گاه گریه میکنم برای تو
برای نام و قلب با صفای تو
برای لحظه لحظه ها ی سرد
که بودی هم اتاق زجه ها ودرد
امیدها برای رفتن بی تاب شدند
شمع ها گفتند ترانه ای و در خواب شدند
سایه ها بهانه را دزدیدند
از پریشانی خنده ها نالیدند
شبح و ستاره ها مسخ شدند
شب و روز پروانه ای ام تلخ شدند
اما همه جا تو بود ی با من بیدار
ای تو مونس لحظه های تب دار
خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
:: کل بازدیدها ::
166222
:: بازدید امروز ::
0
:: بازدید دیروز ::
28
:: پیوندهای روزانه::
:: درباره خودم ::
:: لینک به وبلاگ ::
![]() |
:: دوستان من ::
عاشق آسمونی:: وضعیت من در یاهو ::
:: اشتراک در خبرنامه ::
:: فهرست موضوعی یادداشت ها ::
حرفهای پروانه ای[32] . درد دلهای پروانه ای[26] . فصل امید[4] .
:: مطالب بایگانی شده ::
آرشیو میهن بلاگ
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
بهار 1388
تا قبل شهریور 1389
:: موسیقی وبلاگ ::